گیاهان استراتژیک ستون اصلی کشاورزی پایدار و امنیت غذایی هر کشور هستند. این گیاهان، که شامل محصولاتی چون گندم، برنج، جو، ذرت و نیشکر میشوند، نه تنها نیازهای اساسی تغذیهای جامعه را تأمین میکنند، بلکه در اقتصاد ملی، اشتغالزایی و توسعه پایدار نقش حیاتی دارند. از آنجا که نابودی یا کاهش تولید این محصولات میتواند امنیت غذایی و استقلال اقتصادی کشور را تهدید کند، دولتها معمولاً برای حمایت از تولید آنها سیاستهای ویژهای در نظر میگیرند.
تهدید سموم شیمیایی و لزوم گذار به کنترل بیولوژیک
گستردگی سطح زیر کشت محصولات راهبردی، به ویژه محصولاتی مانند گندم و برنج، به طور سنتی با مصرف بسیار بالای سموم شیمیایی همراه بوده است. به عنوان مثال، برنج در ردیف بیشترین مصرفکنندههای سموم کشاورزی قرار دارد و حجم قابل توجهی از سموم شیمیایی سالانه (که برآوردهای کلی از حدود ۲۷ تا ۳۲ هزار تن در سال برای کل کشور خبر میدهند) صرف این مزارع میشود.
این مصرف گسترده و گاه بیرویه، که در برخی مناطق به دلیل آفاتی مانند کرم ساقهخوار برنج در چندین نوبت انجام میشود، خطرات جدی زیر را به دنبال دارد:
- تهدید مستقیم سلامت کشاورزان: سموم شیمیایی در وهله اول سلامتی خود کشاورزان و خانوادههایشان را در زمان سمپاشی و تماس مستقیم تهدید میکنند، موضوعی که در مناطق پرمصرف، خود را با افزایش بیماریهایی نظیر سرطان نشان میدهد.
- باقیمانده سموم در محصول و زنجیره غذایی: ورود سموم به محصولات و نفوذ به زنجیره غذایی، سلامت عمومی جامعه را در معرض خطر قرار میدهد.
- آلودگی محیط زیست: نفوذ به منابع آبهای زیرزمینی و روان، و همچنین بر هم زدن تعادل طبیعی اکوسیستمها.
- وابستگی اقتصادی: تحمیل هزینههای سنگین برای خرید و واردات سموم.
در کنار این چالشها، کنترل بیولوژیک به عنوان رویکردی پایدار و هوشمندانه برای حفاظت از این گیاهان مطرح است. کنترل بیولوژیک یعنی استفاده از موجودات زنده مانند حشرات شکارگر، زنبورهای پارازیتوئید، قارچها و باکتریهای مفید برای مقابله با آفات و بیماریها، به جای مصرف گسترده سموم شیمیایی. این روش نه تنها باعث کاهش هزینههای تولید و وابستگی به واردات سموم میشود، بلکه سلامت جامعه، کیفیت محصول (تولید محصول سالم) و پایداری محیطزیست را نیز تضمین میکند.
نقش دانشبنیانها و ظرفیتهای سرمایهگذاری مردمی
برنامه کنترل بیولوژیک در ایران سابقه طولانی دارد و از سال ۱۳۱۲ با واردسازی کفشدوزک استرالیایی برای کنترل شپشک مرکبات آغاز شد. سابقه این روش در مبارزه با آفات مهمی چون سن گندم (پرورش و رهاسازی زنبورهای پارازیتوئید در دهههای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰) و کرم ساقهخوار برنج (رهاسازی زنبور تریکوگراما) در شمال کشور، و استفاده از باکتری Bacillus thuringiensis(BT) و حشراتی مانند کفشدوزک کریپتولموس و زنبور پروسپالتلا، گواه بر وجود دانش فنی بومی قوی و تجارب میدانی ارزشمند در موسسات تحقیقاتی است .
با این حال، برای گسترش اقتصادی این روش، به تقویت بخش خصوصی نیاز است:
- ظرفیت شرکتهای دانشبنیان: از مجموع شرکتهای دانشبنیان فعال در کشور، سهم حوزه کشاورزی (حدود ۵ تا ۷ درصد، معادل ۶۰۰ تا ۸۰۰ شرکت) نسبتاً اندک است و در بخش زیرمجموعه آن یعنی تولید نهادههای فناورانه و عوامل کنترل بیولوژیک، تعداد شرکتهای متخصص بسیار کمتر است. این نشاندهنده ظرفیت گسترده و دستنخوردهای برای ورود شرکتهای دانشبنیان جدید به حوزه تولید انبوه حشرات مفید، آفتکشها و کودهای بیولوژیک است.
- دانش فنی و نیاز به تحقیقات کاربردی: اگرچه دانش فنی پایه برای تولید بسیاری از عوامل بیولوژیک (مانند زنبور تریکوگراما یا کفشدوزکها) در کشور وجود دارد، اما برای تولید این حشرات و استفاده آنها در کشور، جهت تأمین نیاز محصولات راهبردی، به توسعه و انتقال فناوریهای تولید و گسترش پروژههای تحقیقاتی کاربردی در زمینه ارتقای کیفیت، نگهداری و کاهش هزینههای تکثیر نیاز مبرم وجود دارد.
سرمایهگذاری و ارزش اقتصادی
ارزش حمایت از این حوزه بسیار بالاست. تأسیس یک واحد پرورش حشرات مفید (مانند یک فارم نیمهصنعتی کرم میلورم یا یک انسکتاریم کوچک) بسته به مقیاس و نوع محصول میتواند با سرمایه اولیهای از چند ده میلیون تومان برای شروعهای کوچک و سنتی، تا چند میلیارد تومان برای واحدهای صنعتی و تحقیقاتی همراه باشد.
مزیت اقتصادی و اجتماعی حمایت از این بخش در چند جنبه خلاصه میشود:
- کاهش هزینههای ملی: کاهش نیاز به واردات سالیانه دهها هزار تن سم شیمیایی، و در نتیجه صرفهجویی ارزی.
- سلامت و تجارت: تولید محصولات سالمتر که امکان صادرات و حضور در بازارهای جهانی با استانداردهای بالا را فراهم میکند.
- اشتغال دانشبنیان: ایجاد شغل برای فارغالتحصیلان گیاهپزشکی و زیستشناسی در مراکز رشد و شرکتهای دانشبنیان.
سرمایهگذاری مردمی میتواند راهگشای توسعه این بخش باشد. با توجه به بازدهی و سودآوری مناسب (برای مثال، برخی تخمینها از سود ۵۰ تا ۸۰ درصدی برای پرورش برخی حشرات مفید خوراکی/دامی خبر میدهند)، و در اینجا این سوال به وجود میآید که بهترین مدل برای سرمایه گذاری مردمی در تولید حشرات چه میتواند باشد؟ آیا این حوزه میتواند در مدل سرمایهگذاری مردمی خوش بدرخشد؟ موضوعی که بسیار مهم و اثرگذار در تولید است و میبایست به آن توجه ویژه داشت.
به طور کلی، ترکیب هوشمندانه پرورش گیاهان استراتژیک با مدیریت بیولوژیک آفات، راهی پایدار برای رسیدن به امنیت غذایی، حفظ منابع طبیعی و تقویت اقتصاد ملی است. این دو در کنار هم میتوانند آیندهای سالمتر، پرسودتر و پایدارتر برای کشاورزی کشور رقم بزنند.
به قلم: زینب نادری، سجاد خواجه صالحانی


