با وجود ظرفیتهای بینظیر، سهم مصرف داخلی و صادرات ایران از بازار جهانی آبزیان هنوز بسیار کمتر از جایگاه واقعی آن است. در حالیکه گردش مالی صنعت شیلات و آبزیپروری در جهان از مرز ۶۲۰ میلیارد دلار گذشته و کشورهایی با منابع محدود بهسرعت در حال توسعه این صنعت هستند، ایران با دارا بودن طولانیترین خط ساحلی در منطقه و تنوع اقلیمی کمنظیر، هنوز بخش بزرگی از ظرفیت خود را بالفعل نکرده است. آمارها نشان میدهند ایران با اختلاف، رتبه اول تولید ترکیبی آبزیان (صید و پرورش) را در غرب آسیا دارد، اما همچنان از نظر مصرف سرانه و صادرات جایگاه مطلوبی ندارد.آمارهای منتشرشده از سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۰ بیش از ۱.۳ میلیون تُن آبزی تولید کرده که مجموع صید و پرورش را شامل میشود؛ عددی که بهروشنی ایران را به قدرت نخست شیلات منطقه غرب آسیا تبدیل میکند. این در حالی است که کشورهایی مانند عربستان، ترکیه و قطر فاصله زیادی با این میزان تولید دارند.اشتغال مستقیم ۲۵۰ هزار نفر و غیرمستقیم ۴۵۰ هزار نفر در این صنعت نیز نشان میدهد که با نگاهی دقیقتر، شیلات میتواند ستون سوم اقتصاد غذایی کشور باشد؛ در کنار کشاورزی و دامداری.
ایران همچنین در تولید آبزیان خاص همچون خاویار و شهرت بینالمللی دارد. این مزیتها در صورت توسعه بازار هدف، سرمایهگذاری در فرآوری و بستهبندی و بهبود دیپلماسی غذایی میتواند کشور را به بازیگری تأثیرگذار، در تجارت جهانی آبزیان تبدیل کند. همچنین، شکاف عجیبی میان تولید بالا و سهم اندک در بازار جهانی مشهود است. براساس آمارنامه وزارت جهاد کشاورزی، مصرف سرانه محصولات دریایی در ایران هنوز پایینتر از میانگین جهانی است. علاوهبراین، بسیاری از صادرات ما همچنان خامفروشی است و از ظرفیت فرآوری و برندینگ بهره چندانی نمیگیریم. سند امنیت غذایی کشور نیز، به توسعه صنعت شیلات، ترویج و فرهنگسازی مصرف محصولات دریایی در راستای بهبود و تنوع بخشی سید غذایی خانوار تاکید کرده است.

صنعتی مغفول اما راهبردی در دل دریاها
شیلات ایران، برخلاف ظاهر خاموشش، گنجی است در دل دریا که سیاستگذاران باید از آن بهره بگیرند. توسعه آبزیپروری داخلی، حمایت از برندهای ملی در خاویار و قزلآلا و ارتقای فرهنگ مصرف در جامعه، یاری بخش این صنعت و رساندن آن به جایگاه واقعیاش در اقتصاد ایران خواهند بود.با وجود ظرفیتهای کمنظیر ایران در صنعت شیلات (از خط ساحلی طولانی و اقلیم متنوع گرفته تا تولید بالای انواع آبزیان) هنوز نه در مصرف داخلی بهرهبرداری مطلوبی انجام میشود و نه در صادرات سهمی درخور جایگاه ایران بهدست آمده است. آنچه امروز در اختیار داریم، فرصتی طلایی برای امنیت غذایی، اشتغالزایی و ارزآوری است؛ اما بدون سیاستگذاری هدفمند، این فرصت میتواند به تهدیدی از جنس عقبماندگی و از دستدادن بازارهای جهانی بدل شود. وقت آن رسیده با واکاوی دقیق زنجیره آبزیان ظرفیتهای مغفول مانده این حوزه شناسایی و در راستای رفع محدودیتها، افزایش تولید و ارتقاء بهره وری گام های موثری در حوزه سیاستگذاری و فناوری برداشته شود.


